7 SID.ir | متصله لزومي در منطق سينوي و نقد و تحليل رويکردهاي مختلف درباره نسبت آن با انواع شرطي در منطق جديد

مشخصات مقاله

عنوان نشریه: 
 
عنوان مقاله: 

متصله لزومي در منطق سينوي و نقد و تحليل رويکردهاي مختلف درباره نسبت آن با انواع شرطي در منطق جديد

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
* دانشگاه اصفهان
 
چکیده: 

در اين مقاله پس از اشاره به اهميت متصله لزوميه و جايگاه آن در منطق قديم، شروط صدق متصله لزوميه در منطق سينوي و احکام آن و نيز ديدگاه هاي مختلف در مورد نسبت اين متصله با انواع شرطي در منطق جديد بررسي، تحليل و نقد مي گردد. اين ديدگاه ها به ترتيب تاريخي در رويکردهاي زير خلاصه مي شود:
رويکرد اول: متصله لزوميه به دليل علاقه خاص بين مقدم و تالي غير از استلزام مادي و به دليل اختلاف ديدگاه منطق قديم و منطق لوئيس در مورد چگونگي صدق متصله اي که مقدم آن ممتنع است غير از استلزام اکيد است. رويکرد دوم: شايد استلزام معنايي بيش از ساير انواع استلزام به متصله لزومي نزديک باشد. رويکرد سوم: شرطي ربطي در منطق جديد همان شرطي لزومي درمنطق قديم است و منطق ربط گسترش منطق کلاسيک جديد محسوب مي شود. رويکرد چهارم: تعريف لوئيس از استلزام اکيد، دقيقا شبيه تعريف اثيرالدين ابهري از لزوم است و احتمال اينکه متصله لزومي همان استلزام اکيد باشد دور از ذهن نيست. بر اساس نتايج اين تحقيق يگانه شرط صدق متصله لزومي در منطق سينوي برقراري رابطه لزومي بين مقدم و تالي است و چنين متصله اي غيرتابع ارزشي است بنابراين استفاده از ارزش سوم نامعلوم در تبيين شروط صدق آن نبايد موجب اين توهم شود که منطق قديم در معني متداول کلمه منطقي سه ارزشي است. اما رويکرد اول به اين دليل که در آن «ممتنع» در عبارت بوعلي به معني «محال منطقي» و امر مشتمل بر تناقض تلقي شده است و رويکرد دوم به دليل اجمال و کليت آن مورد نقد واقع شده است. روح حاکم بر رويکرد سوم نيز ظاهرا ايجاد نوعي تناظر بين منطق قديم و منطق جديد است که فاقد پشتوانه لازم است و در آن ازغيبت استلزام مادي در منطق قديم غفلت شده و منطق قديم با نظامي از منطق ربط که گسترش يافته منطق استلزام مادي است، مقايسه شده است. مستند رويکرد چهارم هم متني از ابهري است که تصور شده درصدد تعريف لزوم است و بر اساس آن، تعريف لوئيس از ضرورت دقيقا شبيه تعريف ابهري از لزوم تلقي شده است در حالي که متن مذکور مربوط به مبحث عکس و شرط لزوم عکس از اصل است و به کلي از ادعاي اين رويکرد دور است. بر اين اساس، نگارنده معتقد است نسبت متصله لزوميه با انواع شرطي در منطق جديد که پايه و اساس آن غيبت استلزام مادي در منطق قديم و قرابت متصله لزوميه با شرطي ربطي در نظام يا نظام هايي از منطق ربط است که بديل و جانشين منطق کلاسيک جديد محسوب مي شود، تنها با بررسي و مقايسه همه جانبه دو پارادايم منطق قديم و جديد و روابط ميان ثابت هاي منطقي در آنها ميسر است.

 
كلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
-
 
ارجاعات: 
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  چکیده انگلیسی بازدید یکساله 125
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی