5 SID.ir | سير و تطور مفهوم خدا در فلسفه غرب از نظر سه فيلسوف دکارتي: مالبرانش، لايب نيتس و اسپينوزا

مشخصات مقاله

 
عنوان مقاله: 

سير و تطور مفهوم خدا در فلسفه غرب از نظر سه فيلسوف دکارتي: مالبرانش، لايب نيتس و اسپينوزا

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
 
چکیده: 

با اصل قرار گرفتن «من متفکر» در فلسفه دکارت، «خداوند» از مفهوم «هستم آنکه هستم» تا حد يک اصل فلسفي، تنزل يافت. در نتيجه «صانع طبيعت» به جاي معبود، يعني متعلق ايمان، قرار گرفت. اين نتيجه سرآغاز مشکلي متافيزيکي براي پيروان دکارت بود.
مالبرانش به جهت حل مشکل، خداوند را تنها علت حقيقي، در نظام معرفت بشري و در نظام عليت طبيعي، دانست و سعي کرد با قول به علل موقعي رابطه مستحکم تري ميان خدا و جهان برقرار کند.
راه حل اسپينوزا براي از ميان برداشتن آن مشکل، اعتقاد به وحدت جوهر است. هنگامي که جز جوهر يگانه يافت نشود، جز طبيعت يگانه وجود ندارد و نام ديگر اين طبيعت خداست. مفهوم جوهر يگانه همه را دربردارد خدا يا طبيعت از دو نگاه: هم طبيعت پذير و هم طبيعت آفرين. بدين ترتيب، اسپينوزا، مفهوم سنتي خدا را کنار مي گذارد.
فلسفه لايب نيتس، مانند مالبرانش، خدا محوري است؛ نه تنها به اين معنا که خدا در نظر لايب نيتس اهميت مرکزي دارد، بلکه به اين معنا که «کل عالم يک مرکز است و روح اين مرکز، خداوند است». تنها تفاوت لايب نيتس با اسلافش در باب تصور خدا، اين است که وي تصور خدا را امري ممکن مي داند.
با وجود تلاش دقيق اين خردگرايان براي تبيين خدا، «موجود بي نهايت کامل» مالبرانش، «طبيعت طبيعت آفرين» اسپينوزا و «منادي منادهاي» لايب نيتس، مانند «جوهر نامتناهي» دکارت با خداي اديان تفاوت عمده اي دارد

 
کلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
 
ارجاعات: 
  • ندارد
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  چکیده انگلیسی بازدید یکساله 221
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی