برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان نشریه: 
 
اطلاعات شماره: 
 
عنوان مقاله: 

ذهن و زبان

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
*
 
چکیده: 

مي انديشم، ذهنم حاصل انديشه را در قالب کلام مي ريزد تا بتوانم با ديگران ارتباط برقرار کنم . در فلسفه مشاء که از ارسطو سرچشمه مي گيرد ، ذهن يا شعور به آيينه اي تشبيه مي گردد که صورت اشياء در آن نقش مي بندد . اما يک وجه اختلاف بين ذهن و آيينه وجود دارد: در آيينه صور محسوسات نقش مي بندد حال آنکه در ذهن يا شعور انسان همه آنچه که از معبر حواس عبور مي کند نقش مي بندد. علم را در واقع صورت حاصل در ذهن مي دانند. علم بر دو گونه است:
1-
علم حصولي: علم به اشيا و امور دنياي خارج (مثل علم به ديوار و درخت پس از ديدن آن)، 2- علم حضوري: علم به حالات و کيفيات خود نفس ( مثلا عشق، نفرت، خشم). ذهن يا شعور داراي دو کيفيت کاملا متفاوت است: علم به دنياي خارج و علم به ذات خود. علم به دنياي خارج را آگاهي و علم به ذات خود را خودآگاهي مي نامند.
خودآگاهي حالت اصلي ذهن و وجه تمايز ذ ي شعور و غيرذي شعور شمرده مي شود. براي مثال انسان به ذات خود آگاهي دارد اما درخت خودآگاهي ندارد.
هوسرل معتقد است خودآگاهي وابسته به آگاهي است. يعني اگر در دنياي خارج چيزي وجود نمي داشت که به آن آگاهي پيدا کنم به نفس خودآگاهي پيدا نمي کردم . هوسرل اين جمله معروف را بيان مي کند: «هر شعوري شعور به چيزي است».
از گفته هاي هوسرل اين چنين برمي آيد که ذهن يا شعور و جهان يکجا و با هم حاصل مي شوند در واقع ذهن يا شعور بدون جهان نامفهوم است
.
هايدگر معتقد است: بودن يعني «بودن در جهان» و اين «بودن در» را به معناي حرکت و جنبش تلقي مي کند. که اين در واقع همان نگرش هوسرل است، يعني اگر بودن را تجربه کنيم و در جهان قرار بگيريم داراي ذهن و شعور خواهيم بود. به عقيده هوسرل و ساير فنومنولوژيست ها ، شعوري که ما به اشياء پيدا مي کنيم فقط منحصر به شناسايي آنها نيست. حواس پنج گانه آن چه در دنياي خارج است را گرفته و به ذهن يا شعور ما مي فرستد. در آنجا آن شي با ارتباط با گذشته ها که در ذهن ثبت است شناسايي مي گردد. اما اين گونه شناسايي يا تجسم ذهني فقط يکي از اشکال شعور است. علاوه بر اين مي توانم آن شيء را دوست داشته باشم، از آن بترسم يا از آن نفرت داشته باشم. اين حالت ذهن يا شعور که مي تواند از حد خود فراتر رود حيث التفاتي
(Intentionality) نام دارد. در اينجا آن واکنش هاي ذهني، نفرت، عشق، ترس، همدردي از ذهن جدا مي شوند. آن گاه اشيا به صورت نفرتاور، خوش آيند، ترسناک و دوست داشتني خود را به ما نشان مي دهند. اين ها چيزي نيستند مگر شيوه هايي براي کشف جهان، همان طور که مي بينيد هوسرل وحشت و جاذبه را در اشياء مستقر کرد. او مي گويد: اگر ما زني را دوست داريم به اين دليل است که آن زن دوست داشتني است. اين گونه او ما را از زندگي «دروني» رهانيد، زيرا همه چيز در بيرون است، همه چيز حتي خود ما: بيرون در جهان ميان ديگران. و اين با تعريف هربرت اسپنسر از انسان و جامعه تقريبا همخواني دارد.
هانري برگسون مي گويد ذهن عين مغز نيست، ذهن و خودآگاهي به مغز وابسته است و با فناي آن از ميان مي رود. براي موجودي که خودآگاهي دارد زندگي يعني تغيير و تغيير عبارت است از کمال و کمال عبارت است از آفرينش لايتناهي خويشتن. شايد هر حقيقتي عبارت است از زمان و استمرار و ضرورت و تغيير. برگسون زمان را نيز مانند مکان اساسي مي داند و مي گويد شکي نيست که زمان جوهر حيات و شايد هر حقيقت ديگر است. زمان عبارت است از تجمع و تکامل و استمرار. استمرار عبارت است از تکامل دايمي زمان گذشته که در آينده فرو مي رود و افزون تر مي شود. پس حيات امري زماني است نه مکاني، وضع نيست بلکه تغيير است، کميت نيست بلکه کيفيت است، تقسيم مجدد ماده وحرکت نيست بلکه ابداع مبرم و ساري است. اگر لحظه اي از تفکر بازايستيم و نفس خود را مشاهده کنيم، آنچه خواهيم ديد ذهن است نه ماده، زمان است نه مکان فعل است نه انفعال، اختيار است نه جبر (فکر عبارت است از رقص ذرات مغز). زبان: مهم ترين، ساده ترين و پيچيده ترين وسيله ارتباطي افراد بشر و در واقع لازمه زندگي اجتماعي. گاهي زبان به مرتبه ادبيات و هنر نيز ترقي مي کند. زبان دستگاهي از نشانه هاست
(sign). هر چيزي که نماينده چيز ديگري جز خودش باشد نشانه است. کلمه از لفظ و معني تشکيل شده که لفظ بر معني دلالت دارد.
نشانه= دال، مدلول، دلالت
، لفظ، معني=کلمه
نشانه شامل کوچک ترين جزء معني دار تا طولاني ترين جمله ها مي گردد. مانند سکه دو رويه دارد يک رويه آن دال
(significant) و رويه ديگر آن مدلول (signify) و رابطه ميان آنها دلالت (signification) است. «مدلول» با عين خارجي يکي نيست بلکه به سمت آن نشانه مي رود، همان گونه که دال بر مدلول دلالت دارد. نشانه حاصل قرارداد است. لفظ درخت بنا بر قرارداد ما دلالت بر درخت دارد، اما در طبيعت چنين رابطه اي وجود ندارد. شييي خارجي بدون قرارداد ما وجود دارد اما هم دال و هم مدلول امري قراردادي است. چون ارتباط مستقيم و در واقع بي واسطه ميان افراد بشر ممکن نيست و براي اين کار لازم است از ابزار زبان يا ابزار ديگري استفاده شود، اين گونه مي توان استنتاج کرد که: ميان افراد بشر هميشه دو سد وجود دارد که تفهيم و تفهم بدون عبور از اين دو سد ميسر نخواهد بود. بنابراين مي گويند زبان صورت اشيا را تغيير مي دهد و برخي آن را مانع يا حجابي در راه تفاهم واقعي ميان افراد بشر مي دانند. نکته مهم اين که بين ذهن و زبان کدام يک ابتدا به وجود آمده است؟ ابتدا ذهن بوجود آمده و در مسير تکاملي زبان به تدريج شکل گرفته است . هر دو هم زمان در مسير تکاملي رشد کرده اند . تکامل و پيدايش زبان مقدم بر ذهن بوده (نگاه چامسکي و ميشل فوکو) براي بررسي نگاه اول که ذهن مقدم بر زبان است مي توان به داستان «آهنگ روستايي» نوشته نويسنده فرانسوي آندره ژيد اشاره کرد. اين داستان دخترکي در يک خانواده روستايي است که از بدو تولد تقريبا از تمام حواس در حد امکان محروم مي گردد و حتي در ابتداي سال هاي جواني قادر به تکلم نيست و بسياري از احساسات متعارف اين دوران را دارا نمي باشد.

 
کلید واژه: 


 
موضوعات مرتبط: 
-
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط:  
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
ارتباط خیلی زیاد ارتباط زیاد مرتبط ارتباط کمتر
 
ارجاعات: 
  • ثبت نشده است
 
استنادات: 
  • ثبت نشده است
 
+جهت ارجاع به این مقاله کلیک کنید(Cite).
APA : کپی

رازافشا، م. (1389). ذهن و زبان. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار), 16(3 (ضمیمه مجله شماره 62)), 0-0. https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=122498



Vancouver : کپی

رازافشا محسن. ذهن و زبان. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار). 1389 [cited 2021July26];16(3 (ضمیمه مجله شماره 62)):0-0. Available from: https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=122498



IEEE : کپی

رازافشا، م.، 1389. ذهن و زبان. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار), [online] 16(3 (ضمیمه مجله شماره 62)), pp.0-0. Available: https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=122498.



 

 
چکیده انگلیسی بازدید یکساله 2028 مباني نظري و تجربي ونداليسم: مروري بر يافته هاي يك تحقيق
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی