9 SID.ir | شرق شناسي ادواردسعيد و جايگاه اسلام در مقابل غرب
برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

 
عنوان مقاله: 

شرق شناسي ادواردسعيد و جايگاه اسلام در مقابل غرب

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
 
چکیده: 

از همان زماني كه غرب و اروپاي مسيحي كوشيد هويتي مشخص براي خويش پردازش كند، تعريف شرق به مثابه «ديگري» ضرورت يافت و غرب تلاش كرد خود را در ساختار آن روزگار در تقابل با اين ديگري تعريف كند. به بيان ديگر، شرق آن ديگري بود كه غرب براي هويت يابي مي بايد از آن فاصله بگيرد و اين فاصله گيري مستلزم شناخت اين ديگري بود. غرب مدرن بايد اين ديگري را تعريف مي كرد تا خود را در برابر آن و در تفاوت با آن تعريف كند. در همين راستا شرق شناسي شكل گرفت تا آغازي به غيريت سازي شرق باشد.
شرق شناسي يكي از مهمترين منظومه هاي معرفتي است كه در دوران جديد شكل گرفت و از همان آغاز، هدفي جز شناخت و دانش محض را برآورده مي كرد. اين هدف عبارت بود از هويت سازي براي اروپا در برابر ديگري ها. شرق به منزله تجربه اي متفاوت به تشخيص اروپا در هيات هويتي مستقل كمك مي كرده و تكميل كننده و مشخص كننده تمدن، فرهنگ و هويت اروپا بوده است و شرق شناسي نيز به بيان عقيدتي و فرهنگي و شناخت اين موضوع مي پردازد و بدين ترتيب، گفتماني غربي درباره شرق به شمار مي رود
.
شرق شناسي را وان در چارچوب عام برخورد غرب و شرق بازكاوي كرد. در اين برخورد پديده شرق شناسي گفتماني است كه غربي ها درباره شرقي ها از جمله مسلمانان مطرح كرده اند، كه در خيلي از موارد مورد انتقاد انديشمندان شرقي قرار گرفته است. با توجه به اهميت شرق شناسي اين سوالات مطرح مي شود که
:
شرق شناسي چيست؟
غرب چگونه شرق را مي شناسد؟
برخورد غرب با اسلام چگونه بوده است؟
پيشينه و قدمتي که شرق از نظر فرهنگ و تمدن دارد، امري است مسلم و غيرقابل انکار، از اين رو غربيان زماني که خواستند به تحول فرهنگي، سياسي و اقتصادي بپردازند، به دنبال شالوده اي بودند که بر اساس آن بتوانند نمودهاي فرهنگي خود را پي ريزي کنند. آنها با تحقيقات خود مي خواستند با خوار کردن و بدوي شمردن فرهنگ شرق، تحقير نمودهاي فرهنگي آنها و ناديده گرفتن فرهنگهاي کهن شرق و القاي اين شبهه که تفکر غربي نسبت به مسايل جهان و طبيعت شناسي، ديدي عيني و تجربي دارد و فرهنگ شرقي ديدي شاعرانه و تخيلي دارد و اصولا گذشته گرا و سنت پرست است، تلقين کنند که ادامه حيات جوامع شرقي با حفظ اين فرهنگ جهان بيني هاي تنگ در حکم درجا زدن، عقب ماندن و پس افتادن از قافله علم و تمدن غرب است. در نتيجه اگر مي خواهند پيشرفت کنند، بايد در صورت و ماده، در ظاهر و باطن از غرب پيروي کنند و آن را الگوي توسعه و پيشرفت خود قرار دهند. اين طرز تفکر و نگرش مربوط به زماني است که غرب به عنوان يک قدرت استعماري شروع به غارت فرهنگ و تمدن شرق نمود که در پس آن انگيزه هاي سياسي و ايدئولوژيک نهفته بود. برخورد غرب با اسلام نيز بيشتر از آنکه انگيزه هاي سياسي داشته باشد، انگيزه هاي استعماري و غارت در آن نهفته بود. برخورد غرب با اسلام بر اساس تفکراتي ذهني و عيني است که خود غرب آن را ايجاد کرده بود. از اين رو اين برخورد و شناختي که غرب از شرق و اسلام دارد فاقد ارزش هاي تکاملي شرق و نگاه دين باورانه اي است که در اسلام وجود دارد
.

 
کلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
 
ارجاعات: 
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  چکیده انگلیسی بازدید یکساله 954
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی