4 SID.ir | ارزيابي بافتي و هيستومورفومتري استخوان ‌سازي القاشده با استفاده از تركيب اكتاكلسيم فسفات و ژلاتين ماده زمينه‌ اي استخوان در ضايعات استخوان پاريتال موش صحرايي
برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

 
عنوان مقاله: 

ارزيابي بافتي و هيستومورفومتري استخوان ‌سازي القاشده با استفاده از تركيب اكتاكلسيم فسفات و ژلاتين ماده زمينه‌ اي استخوان در ضايعات استخوان پاريتال موش صحرايي

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
* تهران، خیابان انقلاب اسلامی، خیابان قدس، دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشکده پزشکی، گروه آموزشی علوم تشریحی
 
چکیده: 

بيان مساله: براي بهبود ترميم استخوان از روشهاي مختلفي از جمله كاربرد ژلاتين ماتريكس استخواني (BMG) استفاده مي شود.
هدف: مطالعه حاضر باهدف ارزيابي روند القاي استخوان سازي و تعيين حجم استخوان جديد پس از كاشت اكتاكلسيم فسفات
(OCP) و ژلاتين ماده زمينه اي استخوان (BMG) به تنهايي و يا در حالت تركيب با يكديگر در محل ضايعات استخوانهاي پهن موش صحرايي انجام شد.
روش بررسي: در اين مطالعه تجربي، 100 سر موش صحرايي جوان بالغ (5-6 هفته اي) با وزن متوسط 120-150 گرم از جنس نر و از نژاد
Sprague Dawley مورد بررسي قرار گرفتند. نمونه ها به طور تصادفي به گروههاي آزمايشي (مورد) (OCP/BMG, BMG ,OCP) و شاهد تقسيم شدند. در گروههاي آزمايشي، ضايعه اي به قطر 5 ميليمتر بر روي استخوان پاريتال ايجاد شد و مقدار 5 ميليگرم OCP و BMG به تنهايي و يا حالت تركيب OCP/BMG) به نسبت 1:4) در محل ضايعه كشت داده شد. در گروه شاهد از هيچ ماده اي در محل ضايعه استفاده نشد. به منظور بررسي روند القاي استخوان سازي و اندازه گيري حجم استخوان جديد، 5، 7، 14، 21 و 56 روز پس از كاشت، نمونه برداري انجام شد. پس از آماده سازي بافتي نمونه ها، تهيه مقاطع و رنگ آميزي آنها با استفاده از هماتوكسيلين- ائوزين (H&E) و آلسين بلو، درصد حجمي استخوان جديد ساخته شده در تمامي گروهها به وسيله ميكروسكوپ نوري و عدسي چشمي مدرج و نيز روش هيستومورفومتري، مورد بررسي و سنجش قرار گرفت. اطلاعات جمع آوري شده با استفاده از نرم افزار آماري SAS و آزمون آماري ANOVA مورد تحليل قرار گرفتند؛ علاوه بر آناليز واريانس براي هر متغير به طور جداگانه ميانگين، انحراف معيار، خطاي معيار و ضريب تغييرات نيز محاسبه گرديد. مقايسه بين ميانگين اندازه هاي به دست آمده در گروههاي آزمايشي با يكديگر و با گروه شاهد با استفاده از آزمون چند دامنه اي Duncan و در سطح 05/0 انجام شد.
يافته ها: روند القاي استخوان سازي در گروههاي آزمايشي (مورد) 5-14 روز پس از كاشت آغاز شد. در طي روزهاي بعد، ضمن افزايش تدريجي حجم استخوان جديد، با ظهور حفره هاي مغز استخوان و تشكيل مغز استخوان خون ساز، استخوان جديد از تكامل بيشتري برخوردار شد و همزمان مواد كاشته شده نيز به مرور جذب شدند. در گروه شاهد، 56 روز پس از عمل، محل ضايعه به وسيله بافت همبند متراكم، اشغال شد و جزاير كوچكي از استخوان جديد در مجاورت و چسبيده به حاشيه ضايعه و استخوان ميزبان مشاهده گرديد. طبق نتايج حاصل از مطالعه هيستومورفومتري، بيشترين ميانگين حجم استخوان جديد ساخته شده مربوط به گروه آزمايشي
OCP/BMG بود؛ پس از آن گروههاي آزمايشي OCP و BMG داراي بيشترين و گروه شاهد داراي كمترين حجم استخوان جديد بودند. حجم استخوان جديد در تمامي گروههاي آزمايشي نسبت به گروه شاهد از افزايش معني دار آماري برخوردار بود (P<0.05).
نتيجه گيري: تركيب
OCP/BMG در تمايز سلول هاي استئوبلاست، القاي استخوان سازي و در نهايت استخوان سازي جديد از قدرت بيشتري برخوردار مي باشد؛ به نظر مي رسد استفاده از تركيب اين دو ماده مي تواند در ترميم نقايص استخواني جمجمه مفيد واقع گردد.

 
کلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
 
ارجاعات: 
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  چکیده انگلیسی بازدید یکساله 159
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی