3 SID.ir | بررسي آنزيم هاي كبدي در بيماران تالاسمي ماژور مورد پيوند مغز استخوان شيراز در سال 1381
برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

 
عنوان مقاله: 

بررسي آنزيم هاي كبدي در بيماران تالاسمي ماژور مورد پيوند مغز استخوان شيراز در سال 1381

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
* شیراز، بیمارستان نمازی، دفتر گروه کودکان، دانشگاه علوم پزشکی شیراز
 
چکیده: 

مقدمه: تالاسمي ماژور، يكي از بيماري ‌هاي ارثي است كه نزديك به 25000 نفر را در ايران درگير كرده است. يكي از درمان‌ هاي تالاسمي ماژور، استفاده از پيوند مغز استخوان است.
روش كار: اين پژوهش، يك بررسي توصيفي- تحليلي است، كه براي بررسي يافته‌ هاي كبدي در بيماران تالاسمي ماژور كه مورد پيوند مغز استخوان قرار گرفته‌اند، انجام شده است. نمونه‌ هاي مورد پژوهش را، 43 بيمار تالاسمي ماژور كه مورد پيوند مغز استخوان قرار گرفته و پرونده ‌هاي آنان در بايگاني بخش پيوند مغز استخوان موجود بود، تشكيل مي ‌داد. ابزار گرد آوري داده‌ ها، پرسشنامه‌اي دو بخشي بود، كه در بخش نخست پرسشنامه، ويژگي ‌هاي شخصي و اطلاعات بيماران، چون سن آغاز تزريق خون و شيوه تزريق دسفرال و در بخش دوم، يافته‌ هاي كبدي و شمارش كامل گلبول هاي خوني، پيش و پس از پيوند مغز استخوان بيان شده بود. داده‌ هاي مورد پژوهش پيش از پيوند و سپس، 12 ماه پس از پيوند، گردآوري شدند. سه آزمايش از اين بيماران، به دوره‌ پيش از پيوند مربوط بود و ديگران پس از پيوند به اين ترتيب كه، در ماه نخست، سه آزمايش، ماه دوم دو آزمايش و از ماه سوم تا دوازدهم، هر يك از ماه‌ ها، يك آزمايش از آنزيم‌ هاي كبدي و شمارش كامل گلبول‌ هاي قرمز گردآوري شد.
يافته‌ ها: بيشتر بيماران مورد پژوهش، در دامنه‌ سني 5 تا 15 سال بودند و داراي هموگلوبين كمتر از هفت گرم در دسي ليتر بودند. تفاوتي معني‌ دار از نظر جنسي بين بيماران وجود نداشت. تزريق دسفرال در 64.7 درصد بيماران نا منظم بوده و آغاز آن، در 58.2 درصد، سنين يك تا چهار سالگي بوده است. سن آغاز تزريق خون در 55.7 درصد بيماران، زير يك سال بود. 86 درصد نمونه ‌هاي پژوهش داراي رسوب آهن در كبد خود بودند و 86 درصد افراد در گروه دو و سه، از نظر عوامل خطر ساز قرار گرفته و آنتي ژن سطحي هپاتيت
(HBsAg) B در آنان منفي بود. در بيماران گروه دو و سه، ارتباطي معني دار ميان تغييرات آنزيم‌ هاي كبدي، در پيش و پس از پيوند وجود داشت (P<0.05) اندازه‌ آنزيم ‌هاي كبدي شامل ALT, AST و آلكالين فسفاتاز بيماران گروه پر خطر (كلاس دو و سه) افزايشي معني دار را پس از پيوند نشان داد. اندازه‌ هاي پروتيين، آلبومين وبيلي روبين سرم با تغيير فراوان در دامنه طبيعي بود و متغير هايي مانند هموگلوبين، پلاكت و گلبول‌ هاي سفيد در مدت نمونه ‌گيري و پس از پيوند؛ سير نزولي داشته و سپس، با سير صعودي در دامنه‌ طبيعي قرار گرفتند.
نتيجه: تغييرات آنزيم‌ هاي كبدي پس از دريافت پيوند مغز استخوان، ارتباطي مستقيم با كاركرد كبد، پيش از دريافت پيوند دارد، كه با توجه به اين كه درصد بالايي از بيماران داراي رسوب آهن در كبد خود بودند و با قرار گرفتن در گروه‌ هاي دو و سه عوامل خطر ساز، آسيب‌ هاي فراوان كبدي پس از پيوند مغز استخوان در اين بيماران پرهيز ناپذير است. بنابراين، پيشنهاد مي‌ شود كه پيوند مغز استخوان در بيماران انجام شود، كه آسيب‌ هاي جدي كبدي و سيروز ندارند و از انجام پيوند در بيماران گروه دو و سه خودداري كرده و به انجام پيوند در بيماران گروه يك بسنده شود، مگر اين كه پيوند مغز استخوان و پيوند كبد، همزمان در نظر قرار گيرد.

 
کلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
 
ارجاعات: 
  • ندارد
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  چکیده انگلیسی بازدید یکساله 517
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی