برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان نشریه: 
 
اطلاعات شماره: 
دي 1380 , دوره  9 , شماره  36 ; از صفحه 105 تا صفحه 116 .
 
عنوان مقاله: 

يادگيري زبان دوم و نظريه طرحواره هاي ذهني

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
* دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد
 
چکیده: 

نقش مهم درك مطلب شنيداري (Listening comperehension) در فراگيري زبان دوم يا زبان خارجي، محقق را بر آن داشته تا به بررسي تاثير نظريه طرحواره هاي ذهني (Schema theory) بر درك مطلب شنيداري فراگيران ايراني زبان انگليسي بپردازد. از اين رو، چارچوب تدوين مقاله در راستاي پاسخگويي به سوالات زير خواهد بود:
1- آيا فراگيران زبان خارجي يا زبان دوم، متوني را كه طرحواره هاي ذهني مربوط به آن ها را دارند بهتر درك مي كنند؟ به عبارت ديگر، نقش دسترسي به طرحواره هاي ذهني يا پيش ذهنيت (
background knowledge) فراگيران در درك مطلب شنيداري چيست؟
2- مهارت و تبحر فراگيران (
Language proficiency) در زبان دوم يا خارجي چه تاثيري در درك مطلب شنيداري اي دارد كه فراگير فاقد طرحواره هاي ذهني مناسب آن است؟
تحقيقات انجام شده نشانگر تاثير بسزاي طرحواره هاي ذهني در درك مطالب نوشتاري و شنيداري است. طبق بررسي هاي موجود، فراگيراني كه داراي طرحواره هاي مناسب ذهني اند به دليل داشتن همزمان توانش زباني (
Linguisitc competence) و توانش طرحواره هاي (Schematic competence) داراي مهارت بالاتري در يادگيري زبان دوم يا خارجي خواهند بود.
براي بررسي پرسش هاي تحقيق ابتدا آزمون استاندارد تافل كه معيار سنجش مهارت زبان است به 180 نفر از دانشجويان سال اول رشته زبان انگليسي دانشگاه الزهرا ارائه شد و براساس آن 82 نفر به صورت تصادفي براي چهار گروه برگزيده شدند. اين دانشجويان براساس داشتن مهارت در زبان انگليسي به دو گروه قوي (
HP) و ضعيف (LP) تقسيم و سپس براي شركت در گروه هاي كنترل و آزمايشي تعيين شدند.
با ارائه پرسشنامه اي حاوي موضوعاتي كه به لحاظ اجتماعي، فرهنگي و مذهبي و ... براي شركت كنندگان در تحقيق نا آشنا بود اطمينان به عمل آمد كه نمونه ها فاقد طرحواره هاي ذهني لازمند. سپس پيش آزموني شامل دو بخش متون آشنا (
T1) و متون نا آشنا (T2) به آن ها ارائه گرديد و با برگزاري جلسات آموزش موضوعات نا آشنا به گروه هاي آزمايشي تلاش شد تا نمونه ها طرحواره هاي لازم را كسب كنند. مجددا به فاصله يك ماه، پس آزمون مشابهي (Parallel) از شركت كنندگان گرفته شد كه آن نيز داراي دو بخش متون آشنا (T3) و متون نا آشنا (T4) بود. نتايج به دست آمده به روش آماري آناليز واريانس دو طرفه و يك طرفه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. به اين ترتيب مشخص شد كه تفاوت معناداري ميان ميانگين نمرات T4 گروه آزمايشي ضعيف (LPEG) و ميانگين نمرات ساير آزمون ها ( T3 و T2 و T1) وجود دارد (193.417 = (78 و 1) F) كه بيانگر تاثير جلسات آموزشي و اكتباس طرحواره هاي ذهني توسط نمونه هاي ضعيف و افزايش توانايي آن ها در درك مطلب شنيداري است. از سوي ديگر تفاوت چشمگيري ميان ميانگين نمرات گروه هاي كنترل و آزمايشي داراي مهارت بيش تر در زبان (HPEG و HPCG) با يكديگر وجود ندارد و تفاوت معناداري در ميانگين نمرات T4 آن ها با ساير آزمون ها مشاهده نمي شود كه اين خودحاكي است دسترسي به طرحواره هاي مناسب ذهني تاثير چنداني در درك مطلب شنيداري آن ها نداشته و آنان به علت داشتن توانش زباني در سطح بالا توانسته اند با وجود عدم دسترسي به طرحواره هاي ذهني، به عملكرد بهتري در درك مطلب شنيداري (T4) دست يابند.
در مجموعه تجزيه و تحليل يافته ها نشانگر آن است كه وجود همزمان توانش زباني و جهاني (طرحواره اي) براي درك كامل مطلب شنيداري ضروري است.

 
کلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
-
 
ارجاعات: 
  • ندارد
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  چکیده انگلیسی بازدید یکساله 1062
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی